تبليغاتX
شاید من تنهام
زندگي چون قفسي است .. قفسي تنگ پر از تنهايي ..و چه خوب است ..لحظه غفلت آن زندانبان .. بعد هم پرواز


شاید من تنهام









گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم

گفتی اگر بيند کسی، گفتم که حاشا می کنم

گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقيب آيد ز در

گفتم که با افسون گری او را ز سر وا می کنم

گفتی که تلخی های می، گر ناگوار افتد مرا

گفتم که با نوش لبم آن را گوارا می کنم

گفتی چه می بينی بگو، در چشم چون آيينه ام

 گفتم که من خود را در او عريان تماشا می کنم

گفتی که از بی طاقتی دل قصد يغما می کند

گفتم که با يغماگران باری مدارا می کنم

    گفتی که پيوند تو را با نقد هستی می خرم

گفتم که ارزان تر از اين من با تو سودا می کنم

گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گويم برو

گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

گفتی اگر از پای خود زنجير عشقت وا کنم

گفتم ز تو ديوانه تر دانی که پيدا می کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 20:17  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


سلام دوستای گلم

 من دوباره اومدم من بریتنی ام

ببخشید دوستان من به خاطر تصادفی که کرده بودم مدتی بود بیمارستان بودم الانم خیلی خوشحالم که دوباره تونستم ببینمتون و نظرات خوبتون رو بخونم از همتون ممنونم رها جان از تو هم ممنونم که این مدت  وبلاگم رو آپ کردی

راستش امروز تولدمه اینم کیک تولد 

همتونو دوست دارم

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387 ساعت 10:41  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


سلام دوستای عزیزم من رها هستم دوست بریتنی در حال حاضر بریتنی بیمارستان بستر است و حدود ۱ ماه نمی تونه آپ کنه منم به جای او تو این وبلاگ می نوسم تا ان شا الله زودتر خوب بشه و بیاد و خودش براتون بنویسه چون مشکلش هم برطرف شده بود و می خواست بیاد و بهتون خبر بده ولی براش یه حادثه ای رخ داد که نتونست بیادو همین بود که به من گفت بیامو خبرتون کنم درسته که من مثل بریتنی نمی نویسم ولی می خوام حرفای خودش رو براتون بنویسم که در مورد مرگ چی تو دفترش نوشته براش دعا کنین اون خیلی نا امیده به زندگیش

خدایا زود تر بریتنی رو شفا بده

منتظرم باشید خداحافظ

رها

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ساعت 15:23  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


سلام عیدتون مبارک ببخشید تو رو خدا دیر بهتون تبریک گفتم

ممکنه دیگه آپ نکنم دیگه از دنیا ی وبلاگ نویسی برم بیرون دیگه آپ کردن تو این وبلاگ فایده ای نداره ازهمه دوستای خوبم که اومدن تو این وبلاگ نظر دادن ممنونم و می خوام بگم خیلی دوستتون دارم

برام دعا کنین آخه یه مشکلی برام پیش اومده  

دیگه نمیتونم چیزی بگم که الان که پشت کامپیوتر نشتم چشام پر از اشکه ونمیتونم گریه کنم

همتونو دوست دارم

اگه مشکلم حل بشه دوباره میام و برای همیشه اینجا میمونم

خداحافظ شاید برای همیشه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387 ساعت 0:51  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


سلام   هزار تا سلام به شما عاشقا

 ولنتاینتون مبارک

 

من برای یکی یه نامه عشقولانه نوشتم ببینید قشنگه

 

محبت شدیدی را که صادقانه به تو  ابراز می کردم

دروغ  و بر احساسی بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو

روز به روز بیشتر میشود وهر چه تورا میشناسم

به پستی و ۲رویی تو بیشتر پی میبرم

این احساس در قلب من قوت میگیرد که بالاخره باید

از هم جدا شویم مایل نیستم

شریک زندگی تو باشم و اگر چه دوستی ما هم چون گلهای بهاری بود ودر این مدت

توانستم به طبیعت فرو لایه و هوس بازی تو پی ببرم

بسیاری از صفات و اخلاق تو بر من روشن شده و مطمئن هستم

این خشنوت و طبع تند خویی بالاخره تو رو بد بخت خواهد کرد

اگر ازدواج ما سر بگیرد تمام عمر

رابه پشیمانی و تلخی خواهیم گذراندواگر چه افسانه آشنایی ما راپایانیست جدایی ولی جدا از هم

خوشبخت خواهیم شد ولازم است بگویم

که این موضوع را هیچ وقت فراموش نکن و مطمئن باش

این نامه را سطحی نوشتم و چقدر ناراحت کننده است

در صدد من باشی بنابراین از تو  میخواهم که

جواب نامه را ندهی چون نامه تو سراسر از

دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت که دارای کمترین

لطف و حرارت است به همین جهت تصمیم گرفتم برای همیشه

تو و یادگاری های تلخ عشقت را فراموش کنم و به هیچ وقت نمیتوانم خود را راضی کنم

دوست داشته باشم و شریک زندگی تو باشم

(واگر میخواهی به عشق واقعی من پی ببری یک بار دیگر نامه را یک خط در میان بخوان)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 ساعت 20:15  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


با من بگو تا كيستي, مهري بگو, ماهي بگو؟
خوابي؟ خيالي؟ چيستي؟ اشكي؟ بگو, آهي؟ بگو
راندم چو از مهرت سخن گفتي بسوز و دم مزن
ديگر بگو از جان من, جانا چه مي‌خواهي بگو؟
گيرم نمي‌گيري دگر, زآشفته عشقت خبر
بر حال من گاهي نگر, با من سخن گاهي بگو
اي گل پي هر خس مرو, در خلوت هر كس مرو
گويي كه دانم, پس مرو گر آگه از راهي بگو
غمخوار دل اي مي نيي, از دردو من آگه نيي
ولله نيي, بالله نيي, از دردم آگاهي بگو
بر خلوت دل سرزده يك ره درآ ساغر زده
آخر نگويي سرزده, از من چه كوتاهي بگو؟
من عاشق تنهايي‌ام سرگشته شيدايي‌ام
ديوانه‌اي رسوايي‌ام, تو هرچه مي‌خواهي بگو
بازآ كه چون برگ خزانم رخ زردي‌‌ست
با ياد تو دم ساز دل من دم سردي‌ست
گر رو به تو آورده‌ام از روي نيازي‌‌ست
ور دردسري مي‌دهمت از سر دردي‌ست
از راهروان سفر عشق درين دشت
گلگونه سرشكىست اگر راهنوردى ست
در عرصه انديشه من با كه توان گفت
سرگشته چه فريادي و خونين چه نبردى ست
غمخوار به جز درد و وفادار به جز درد
جز درد كه دانست كه اين مرد چه مردي است
از درد سخن گفتن و از درد شنيدن
با مردم بىدرد نداني كه چه دردي است؟
چون جام شفق موج زند خون به دل من
با اين همه دور از تو مرا چهره زردي است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 ساعت 16:48  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


باز امشب اي ستاره تابان نيامدي

 

باز اي سپيده شب هجران نيامدي

 

شمعمم شكفته بود كه خندد به روي تو

 

افسوس ، اي شكوفه خندان نيامدي

 

زنداني تو بودم و مهتاب من چرا

 

باز امشب از ديچه زندان نيامدي

 

با ما سر چه داشتي اي تيره شب كه باز

 

چون سر گذشت عشق به پايان نيامدي

 

شعر من از زبان تو خوش صيد دل كند

 

افسوس ، اي غزال غز لخوان نيامدي

 

خوان شكر به خون جگر دست مي دهد

 

مهمان من ، چرا به سر خوان نيادي؟

 

گيتي متاع چون مَنَش آيد گران به دست

 

اما تو هم به دست من ارزان نيامدي

 

صبرم نديدهاي كه چه زورق شكسته اي ست

 

اي تخته ام سپرده به طوفان ، نيامدي

 

در طبع شهريار ، خزان شد بهار عشق

 

زيرا تو خرمن گل و ريحان نيامدي

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 ساعت 16:41  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


شبي بي حوصله رفتي دعا كردم كه برگردي

خداراتاسحرآن شب صداكردم كه برگردي

كنار پيچك زرد وخاموش باغچه ماندم

تمام لحظه هايم را فنا كردم كه برگردي

من از آواز پائيزي شدم دلگيرومي دانم

چه بيهوده دلم را مبتلا كردم كه بر گردي

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 ساعت 16:40  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


زير اين طاق کبود

يکی بود يکی نبود

مرغ عشقی خسته بود

که دلش شکسته بود

اون اسير يه قفس

شب و روزش بی نفس

همه آرزوهاش

پر کشيدن بود و بس

تا يه روز يه شاپرک

نگاشو گوشه ای دوخت

چشمش افتاد به قفس

دل اون بد جوری سوخت

زود پريد روی درخت

تو قفس سرک کشيد

تو چشم مرغ اسير

غم دلتنگی رو ديد

ديگه طاقت نياورد

رفت توی قفس نشست

تا که از حرفای مرغ

شاپرک دلش شکست

شاپرک گفت

که بيا تا با هم پر بکشيم

بريم تا اون بالاها

سوار ابرا بشيم

يه دفعه مرغ اسير

نگاهش بهاری شد

بارون از برق چشماش

روی گونش جاری شد

شاپرک دلش گرفت

وقتی اشک اونو ديد

با خودش يه عهدی بست

نفس سردی کشيد

ديگه بعد از اون قفس

رنگ تنهايی نداشت

توی دوستی

شاپرک ذره ای کم نمی ذاشت

تا يه روز

يه باد سرد ميون قفس وزيد

آسمون سرخابی شد

سوز برف از راه رسيد

شاپرک يخ زدو يخ

مردوموندگار نشد

چشماشو رو هم گذاشت

ديگه اون بيدار نشد

مرغ عشق

شاپرک رو به دست خدا سپرد

نگاهش به آسمون

تا که دق کردش و مرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 ساعت 16:38  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


 اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من  فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي  مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن.
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 ساعت 16:35  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


قصه غصه نوشتيم و به فردا گفتيم

 

غزل گريه سروديم و به دريا گفتيم

 

عاشقان يکسره مردند به شبها گفتيم

 

خاطرات زندگي را بردند به دنيا گفتيم

 

مجنون زغم مردوبه ليلي گفتيم

 

زنده ها را به خون کشيدند به مرده ها گفتيم

 

ستاره ها را يکجا کشتند به ماهان گفتيم

 

در دل عاشق ما خون مي جوشد به معشوق گفتيم

 

اما صد افسوس گوش شنوا نیست به کی ماگفتیم

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 15:28  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


برای عشق قبول كن ولی غرورت را از دست نده.

برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو. برای عشق

مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق

پیمان ببند ولی پیمان نشكن. برای عشق جون خودتو

بده ولی جون كسی رو نگیر. برای عشق وصال كن

ولی فرار نكن. برای عشق زندگی كن ولی عاشقانه

زندگی كن. برای عشق بمیر ولی كسی رو نكش.

برای عشق خودت باش ولی خوب باش

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 19:14  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


چشمات‌ هَم‌ بذار ! رفیق‌ ! بیا تا بچّه‌گی‌ کنیم‌ !
بیا که‌ تو قصّه‌های‌ کارتونی‌ زنده‌گی‌ کنیم‌ !
بیا شنل‌قرمزی‌ رُ بدزدیم‌ از پنجه‌ی‌ گُرگ‌ !
آخه‌ تو کلبه‌ش‌ هنوزم‌ منتظرِ مادربزرگ‌ !
بیا تا مثل‌ِ گالیوِر ، پا بذاریم‌ تو لی‌لی‌پوت‌ !
نذار مسافر کوچولو ، گُم‌ بشه‌ توی‌ برهوت‌ !
نذار رابین‌هودُ تَه‌ِ ، کارتون‌ِ ما اسیر کنن‌ !
نذار پلنگ‌ صورتی‌ رُ با ماهی‌مُرده‌ سیر کنن‌ !

دنیای‌ کارتونا قشنگ‌ ، دنیای‌ ما سیاه‌ُ زشت‌ !
کاش که کسی زنده‌گی‌مونُ ، شبیهِ کارتون می‌نوشت !

بگو که‌ تام‌سایر کجاس‌ ؟ بگو کجاس‌ هاکل‌ بِری‌ !
می‌خوام‌ بازم‌ سفر کنم‌ ، به‌ قصّه‌ی‌ تام‌ُ جِری‌ !
سندبادِ قصّه‌ آخرش‌ ، نگفت‌ که‌ مقصدش‌ کجاس‌ !
هیشکی‌ نفهمید گالیوِر ، عاشق‌ِ فلِرتیشیاس‌ !
تُرنادو شیهه‌ می‌کشه‌ ، زورو هنوز رو تَرکشه‌ !
می‌خواد روی‌ دیوارِ سِتَم‌ ، علامت‌ ضِد بِکشه‌ !
ببین‌ که‌ عمرِ غولای‌ کارتونی‌ خیلی‌ کم‌ شُده‌ !
بیا تولّد بگیریم‌ ، پینوکیو آدم‌ شُده‌ !

دنیای‌ کارتونا قشنگ‌ ، دنیای‌ ما سیاه‌ُ زشت‌ !
کاش که کسی زنده‌گی‌مونُ ، شبیهِ کارتون می‌نوشت !
+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 19:0  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


وفتی که ماه سراغ تو              از شب عاشق بگیره

پروانه خندون بوسه از               لب شقایق بگیره

وقتی که دختر فقیر                 عاشق شهزاده بشه

از قلب آسمون عشق              معجزه ای زاده بشه

به این اتاق سرد من                نور ه که تابش میکنه!

آفتاب عشق تو یخه                 دوری رو آبش میکنه

وقتی که از یادت نره                عطر خوش بنفشه ها

راه من و نبندی و                    عاشقی باشه بین ما

وقتی که اسم خوب تو             خون به رگ ترانه شه

برای شاعری فقط                  یه حرف عاشقانه شه

به این اتاق سرد من               نور ه که تابش میکنه!

آفتاب عشق تو یخه                دوری رو آبش میکنه

من هستم و یه آسمون          یه رد پای خواستنی

تو معنی آرامش و                  تو خود حس بودنی

شعر تو پر پر میکنی؟              وقتی که بی صدا برم؟

گم بشم و با ناله هام             به شهر قصه ها برم؟

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 16:17  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بقاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و سپس محکوم شد به تنهایی و مرگ کنار چوبه دار از من خواستند  تا آخرین   خواسته ام را بگویم و من گفتم : به تو بگویند ... دوستت دارم .

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 16:16  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


كاش قلبم درد پنهاني نداشت

 چهرهام هرگز پريشاني نداشت

كاش مي شد دفتر تقدير عشق

حرفي از يك روز باراني نداشت

كاش مي شد راه سخت عشق را

بي خطر پيمود و قرباني نداشت

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 16:15  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


الو سلام منزل خداست؟

 

 اين منم مزاحمي که آشناست

 

هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است

 

ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست

 

 شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است

 

 به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟

 

 الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد

 

خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟

 

 چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر صداي من چطور؟

 

 خوب و صاف و واضح و رساست؟

 

 اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم شنيده ام

 

 که گريه بر تمام دردها شفاست

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386 ساعت 8:28  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


دیگه زندگی برام معنی نداره چرا زندگی همیشه علایقمون رو ازمون می گیره ؟

چرازندگی دیگه مثل بچگیا قشنگ نیست ؟

 چرا دیگه نمی تونم از ته دل بخندم ؟

چرا دیگه نمی تونم به زندگی خوشبین باشم؟

چرا دیگه از همه چی متنفرم ؟

چرا دیگه کسی رو تو جاده زندگی نمی بینم ؟

چرا تو همه لحظات تنهایی هیچکس نمی گه چرا تنهایی ؟

چرا آدما مثل قدیما برای آدما ی دیگه اشک نمیریزن ؟

ای کاش می تونستم دوباره بخندم...

ای کاش می تونستم  به زندگی زیبا فکر کنم  ...

ای کاش آیندم رو قشنگ و لذت بخش کنم ...

ای کاش زندگیم پر از ای کاش نبود ...

بازم میگم ای کاش بهانه ای برای ای کاش نباشد ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386 ساعت 14:47  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


تظاهر به آرام بودن ،نديدن ،نفهميدن ،نخواستن ودوست نداشتن

 

چقدر بی کسی سخت بود ،نمی دونستم سرم رو رو شونه کی بزارم و  گريه کنم.

 

چقدر نفهميدن سخت بود زمانی که می فهمیدم به بازی گرفته شده ام .

 

 

چقدر آرام بودن سخت بود زمانی که فريادم توی حنجره ام جمع شده بود.

 

 

چقدر بی قفسی سخت بود واسه منی که عادت کرده بودم به قفس .

 

 

چقدر آزادی سخت بود توی اين روزگار وحشی .

 

 

چقدر خودم بودن سخت بود زمانی که  همه ازم می خواستن خودم نباشم.

 

چقدر زنده بودن سخت بود وقتی دليلی برای اون نداشتم.

 

چقدر انسان اين زمانه بودن سخت بود...

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386 ساعت 14:22  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


با عرض سلامي به بلندي بيل، به محكمي كلنگ، به گردي استمبلي، به سرعت فرغون،به انعطاف پذيري طناب، به لبريزي دوغآب، به سفيدي سيمان، به صافي ماله، به وسعت بشكه، به معرفت عمله، به قدرت كارگر، به ظرافت گچ كار، به لطافت معمار، به شجاعت صاحب كار، به رشادت مهندس، به صلابت جوشكار و به محبت صافكار.

 

تولد تولد تولدم مبارک

امروز وبلاگم یک ساله شد .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 15:51  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


به من گفتن که دل دریا کن ای دوست

 

همه دریا از آن ما کن ای دوست

 

دلم دریا شد و دادم به دستت

 

مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

 

کنار چشمه ای بودیم در خواب

 

تو با جامی روبودی ماه از آب

 

چو نوشیدم از آن آب گوارا

 

تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 ساعت 11:29  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


سلام

من از همه شما می خوام که اگه براتون مقدور جواب این سوال را برام به این ایمیل بفرستید .يا در نظر دهيد همين قسمت بنويسيد.

BRITNY_SHINING@YAHOO.COM

 

تنهايي يعني چي ؟ چه كسي واقعا تنهاست؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 ساعت 11:12  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


لالالالا نــــــخواب ســـــودي نـــــداره       هـــــمون بــــهتر كه بـــــشماري ستـــــــاره

همون بهتر كه چـــــشمات وا بـــــمونه       كه مــــــاه غـــــصه ش نشه تنها بيــــــداره

لالالالا نــــــخواب بازم ســـفر رفـــت        نمــــــيدونم به كــــارون يا خزر رفـــــــت

فقــــط دردم ايـــــنه مثـــــــل هـــميشه        بـــــدون اطــــلاع و بـــــي خـبر رفـــــــت

لالالالا نــــــخواب ميدونـــه جنگــــــه        دست هر كـــــــي مــــي بيني يــه تفنگــــه

يـــــــه عــــمر دور چشماش گشتم اما        نفهــــميـدم كه اون چشــــما چــــه رنـگـــه

لالالالا نــــــخواب زنـدونـــه دنــــيـــا        ســـــر نــــاســـازگـــاري داره بــــا مــــــا

بشيـن بــازم دعــا كن واســه اون كــه       مــــــا رو ايـــــنجا گــــذاشت تنهاي تــنــها

لالالالا نـــــخــــــــواب اون راه دوره        خدا مــي دونه كــــه حـــالــش چــه جـوره

تـوي خلوت مي گم اينجا كـسي نيست        خداييــش كـــــه دلــــم خيـــلي صــــــبوره

لالالالا نـــــخواب تـيـره ست چراغـم        مـثـله آتــــش فــــشون ميــمونه داغـــــــــم

به جونه گــــلدونا كم غصه اي نيسـت        هـــزار شـــب شــد نيومد بــــاز ســراغــم

لالالالا نخـــواب خواب كه دوا نيست        دل ديــــونه داشتــن كـــه خـــطا نـيـســــت

ميگن دسـت از سرش بـردار، نـميشه        آخــه عــاشق شــدن كه دست ما نـيـســــت

لالالالا نخـــواب تـنـها مـــيمـــونـــــم        كـمـك كــــن قـــدر چــــشمـات رو بــدونـم

چـــــرا چـــشمات پـر خـشم عــزيزم؟       مـــگه مـــن مـــثل اون نـــــــامـــهربـونـم؟

لالالالا نــــخواب مــــاه و نــــگاه كن       مــــن اسفند و مــــيارم تــــــو دعــــا كـــن

بـــــگو بــرگرده پــيـش مـــا بـمـونــه       كـــتاب حـــافظ و بــــردار و وا كـــــــــــن

لالالالا نــــخواب ســـــرما تـــــو راه       هـمـيـشه عـــــــمر خــوشبختي كــــــــــوتاه

مـــيگن بــــا يــــه فرشته اونو ديــدن        دروغــــه جــــــون دريــــــا اشـتـبــــــــــاه

لالالالا نــــخواب تلـــخه جــــدايــــي        كمـــــر خـــــــم مــــيشه زيــــر بي وفــايي

تو بـيـدار بـاش هـــمه تو خواب نازن        بـــراي كـــــــي بخونــم پــــس لالايــــــي؟

لالالالا نــــخواب تــــــنـهايـــي زرده        اگـــــــه طـــــــولاني شـــــه مـثـله يه درده

اگـــــه چـشـم انـتـظار باشي كه هيچي       دروغ مــــيگي بــــه دل كــــه بــر ميگرده

لالالالا نــــخواب اشــــكـــــــت زلاله       مـثـله بـــــارون پـــــاي نـــــــــــخل وصاله

من وتو هم شب و هـم قلب وكـشـتـيم       ولـي اون چـي؟ چـقـدر اون بــــــــــي خياله!

لالالالا نــــخواب دنـــــيـا خـسـيـســه       واســـــــه كــــم آدمـي خــــوب مـــي نويسه

يكي لبهاش تو خوابم غرق خنده ست        يكي پلاكهاش تو خوابم خــيس خـــــــــيسه

لالالالا نــــخواب عــــــاشق يه سيبه        هـمـيـشـه سـرخ و تـــــــب دار و غــــريبه

تا اون بالاست رسيده ست اماتنهاست       پـايـيـن هـــم كــــه بـيـفـتـه بــــي نـصـيـبـه

لالالالا نــــخواب ايـــــنجا سيـــــاهي       پــــــر امـــــــا تـــو تــــنگ قـصـه مـاهـي

اوني كه مـاهـا رو بيـدار نگـه داشت       الهــــي خـواب بـــــــاشه حـــــالا الهـــــــي

لالالالا نــــخواب تا اون بـــــــخوابه       بـشـيـن ايـنـقـدر كــــــه تـا خـورشيـد بـتابه

زمـونــي كـــه يـقـيـن كـردم بيدار شد       بـــــخواب بـــا يـــــاد عـكـسي كه تو قابـه

لالالالا بــــخواب بـيـداره حــــــــــالا       ديـــــگه بـــــايد بــــخــوابي پــــــس لالالا

بـــــخواب ديگه تو مي توني بخوابي       بـبـيـن خــــــــورشيد اومــــد بـالاي بــــالا

لالالالا ايـــــنــــم بــــود ســــرنوشتم       ايــــن از امـــــروزم و اين از گـــذشـته ام

نمي خوابم تا تو بـرگـردي يــك روز       مـــنم خـواب رو واسـه اون روز

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386 ساعت 13:41  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


حس عزیزیست که چشمان تو

              روی تن قصه ی من می خزد

                               جام ترک خورده ی جان مرا

                                                لب به لب جام خودش می زند                         

                                                                    کاش که تنها تو بخوانی مرا

                                                                                     جان خودت کاش بدانی مرا

                                                                                                      زمزمه ام را بشناسی هنوز

                                                                                         کنج حریمت بنشانی مرا

                                                                         نام مرا قصه ی تو یاد کرد

                                                       روح مرا عاشقیت شاد کرد

                                      بعد به اندازه ی تنهاییَم

                    فاصله ها آمد و بیداد کرد!

  رفتی و صد قافیه را باختم

                   تا به فراموشی تو تاختم

                                      آنقدَر از غصه شکستم که تا

                                                      کار دلم را و تو را ساختم 

                                                                      حال که در وادی خاموشیَم

                                                                                            در به در شهر فراموشیَم

                                                                                                         باز تو می آیی و با یک نگاه

                                                                                      می بری از عقل به مدهوشیَم

                                                                      باز تو هستی و دعا می کنم

                                                      شور در این قصه به پا می کنم

                                   تا که ((تو))را باز نگیری ز ((من))

              با دل رسوای تو تا می کنم

زندگیَم! جان من و جان تو

             من شده ام دست به دامان تو

                                   کاش دعایم بشود مستجاب:

                                                  هستیِ ((ما هم)) همه قربان تو!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 ساعت 11:15  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


اینم نوشتم پسرا ناراحت نباشن بدونن که باهاشون لج نیستم

**اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟

 **اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟

**اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟

** اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟

** اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟

** اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟

** اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟

**اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟

** اگه پسرا نبودن کي نمره هاش هميشه تک بود؟

**اگه پسرا نبودن دخترا اوقات فراغت نداشتن .

 **اگه پسرا نبودن ما تو اين وبلاگ چي مينوشتيم.........

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385 ساعت 16:24  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 ساعت 18:7  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 ساعت 18:5  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 ساعت 17:59  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.

 وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد

گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.

ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.

ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.

اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده.

همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت.

راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم.

 

خيلي باحال بود نه نظر يادت نره

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 ساعت 17:55  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 ساعت 17:52  كي نوشته ؟ خوب معلومه britney  | 



www.khomardoni.blogfa.com بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران